تغییر در نفوس، لازمه ی قسط و عدل

کوتاه، امّا مهم!

 

این تعبير كه «يَمْلأ الأرْضَ ‏ قِسْطًا وَعَدْلا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْمًا وَجَوْرًا» در روایات مکرراً آمده است. وقتی دقت می کنیم می بینیم که زمين مدتهاست از ظلم و جور پر شده است! اما چرا خداوند آن را املاء از قسط و عدل توسط حضرت حجت نمي­ كند؟

حقیقت این است که املاء ارض از قسط و عدل به استناد آيه «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّى يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِم» (رعد:11) توسط اراده­ هاي آزاد انسان­ ها انجام مي­شود. يعني انسان ها بايد به يك سقفي از اراده و طلب كه ماحصل تغیير در نفوس آن­هاست برسند كه با همه وجود ظهور حضرت را طلب بكنند.

در عرصه فرهنگ افزاري در سه حوزه تفکر، روحيه و فرهنگ، نسبت به مخاطبيني نظير شيعيان، جهان اسلام و جهانيان، بايد چشم­اندازهايي داشته باشيم که آخرين وضعيتي را که شيعه در آستانه ظهور و در انتهاي دوره غيبت بايستي خودش را به آنجا برساند، به ما نشان می دهد. فرج حضرت حجت (عج)، در واقع حكومت حضرت حجت(عج) در آستانه  بلوغ  دنيا به وجود مي ­آيد. تا  انسان ­ها به بلوغِ ادراك ارزش هاي والاي انساني و الهي نرسند، ظهور محقق نخواهد شد و به تاخير خواهد افتاد.

شيعه تفکرش آماده ي ظهور نيست و نقشه اي براي ظهور نکشيده است! شیعه تفکري، طرحي ، برنامه اي براي اين کار ندارد. او روحيه و فرهنگ ظهور را هم ندارد!

حال ميزان و الگو برای رسیدن به بلوغ و تحقق وعده ی الهی چيست؟ صحابه سيدالشهدا! يعني تا زماني كه شيعيان امام زمان به حد شيعيان سيدالشهدا نرسد، ظهور تحقق پيدا نخواهد كرد. بنابراین در آستانه ظهور، تفکر عاشورائيان ، روحيه عاشورايي و فرهنگ کربلايي باید حکمفرما باشد.

نسبت وسع و تکلیف

کوتاه، امّا مهم!

 

بسم الله...

در این متن قصد بررسی اجمالی عبارت مبارکه ی «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفسًا إِلّا وُسعَها» (بقره، 286) را داریم.

در این آیه «لا» و «إلا» مفید حصر هستند؛ به این معنی که «این است و جز این نیست که تکلیف به اندازه وسع شماست». به این تعبیر می توان دو رویکرد داشت که هر کدام نتایج خاص خودش را خواهد داد:

رویکرد اول که رویکرد عام وعموم مردم، بلکه بسیاری از اندیشمندان قدیم و جدید، است بیان می دارد که ما وسع خویش را بشناسیم تا تکلیف خود را بدانیم. در واقع از آن جایی که تکلیف به اندازه وسع است، پس اگر بخواهیم بدانیم تکلیف ما چیست، بایستی وسع خویش را بشناسیم. وقتی که شما می خواهید یک حرکتی را انجام دهید، باید همه وسعتان را بشناسید؛ جستجو کنید و خودتان را بتکانيد تا ببينيد چه داريد: جوانی، سلامت، زبان شما، انديشه شما، خلوص شما و بسیاری نعمت های دیگر جزء وسع شماست. اينها امکاناتي است که خداوند به شما داده است. به پدر، مادر، خواهر، برادر و محله نگاه کنید و همه ی اطرافتان را خوب ببينيد و وسعتان را، چه به عنوان شخصيت حقيقي و چه موقعي که شخصيت حقوقی پيدا مي کنيد و مثلا مسئول يک تشکيلاتي مي شويد (که آن موقع هم يک وسعي پيدا مي کنيد)، بیابید. آن گاه که وسع خود را دیدید، می توانید حدود تکلیف خود را بیابید.

نسبت وسع و تکلیف

رویکرد دوم، اگرچه قبول می کند که تکلیف به اندازه وسع است اما اعتقادش چنین است که ما وقتی تکلیف خود را دانستیم آنگاه باید به وسع خویش بپردازیم تا آن را بشناسیم. این رویکرد به شما می گوید که فعلا لازم نیست سراغ کشف وسعتان بروید، بلکه ابتدا وظیفه تان را بشناسید. مطمئن باشید که وظیفه تان به اندازه ی وسعتان تعریف شده، یعنی خداوند وسع آن وظیفه را به شما داده است. در این دیدگاه انسان وسع خودش را بعد از شناخت وظیفه اش می یابد.

وقتی شما وظایفتان را براساس وسعتان تعریف کردید، مضاف بر اینکه اصلا ممکن است وسعتان را کامل نشناسید، با این وسعِ کوچک، کارهای کوچک انجام می دهید. کسانی که بر اساس وسعشان، وظایفشان را تشخیص می دهند انسان های حقیر و خردی هستند و در خردی خودشان باقی می مانند، احساس فاصله با هیچ چیز نمی کنند و به روزمرگی هم می افتند، چون بین خودشان و تکلیفشان فاصله ای نمی بینند. اما اگر ابتدا وظیفه خودتان را بشناسید، حجمش به شما فشار می آورد، سنگینی اش شما را آزار می دهد و در برابر عظمتش احساس خردی و کوچکی می کنید. خود این وظیفه آن وقت به شما می گوید: «بزرگ شو! بیشتر شو!»

تکلیف من چیست؟ در ابتدا یا وسعش را در خودم می بینم یا نمی بینم. اگر ندیدم باز دوباره نگاه می کنم؛ یا وسعش را در خود پیدا می کنم یا پیدا نمی کنم و اگر پیدا نکردم از خدا می خواهم.

بنابراین  وقتی ابتدائاً وظیفه ام را شناختم، دو کار باید بکنم:

اول اینکه وسع آن را شناسایی، سازماندهی، منسجم و متمرکز کنم. چون وسع و ظرفیت ما، در همان ابتدا که می خواهیم از آن استفاده کنیم، متمرکز و منسجم نیست، برای این داشته ها باید برنامه ریزی کنیم.

دوم اینکه؛ آن مقداری از وسع را که لازم است، ولی ندارم را هم شناسایی و سپس برنامه ریزی کنم که چگونه باید آن را بدست بیاورم؟!